کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی که ازدیرباز کانون توجه واجرا مدل های مختلف مدیریتی از مدیریت نئوکلایسک وکلاسیک گرفته تا مدیریت علمی بوده است ، به عنوان یک سازمان انتفاعی مجبور به بکارگیری اصول وفنون مدیریت دانش است. چرا که میزان بهره وری این نهادها از آن لحاظ اهمیت دارد که برکلیه زیر ساخت های ملی یک تمدن تاثیر خواهد گذاشت. بنابراین با پذیرش اینکه ، درحال حاضر مدیریت دانش، تنها روش نوین مدیریتی است که ازتکامل سایر روش های مدیریتی به وجود آمده است ودرعین اینکه مشکلات روش های مدیریتی پیشین را ندارد بلکه سعی برجبران آنها نیز دارد، کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی به عنوان نهادی نیازمند اعمال رویکرد مدیریتی قوی ، ناچار به پذیرش مدیریت دانش هستند،تا بتوانند ازمیزان سراسیمگی وآشفتتگی خود- با ظهور فناوری های جدید – بکاهند.
کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی بیشتر ازهرچیزدیگر با دانش سروکاردارند. عنوان کار با دانش برای کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی ، موردی دور از انتظار نیست چرا که دانش خمیرمایه فعالیت کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی است. یک ازنظریه پردازان مدیریت دانش عنوان کار با دانش را به جای مدیریت دانش ترجیح می دهد. مدیریت دانش وکتابخانه ها هردو یک خمیر مایه دارند وآن هم کار با دانش است. کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی که با رسالت حفظ ، نگهداری وثبت وضبط سرمایه یک تمدن به وجود آمده اند ، دانش موجود را شناسایی می کنند، مجموعه سازی وگرد آوری درکتابخانه ها درواقع نمادی از تلاش کتابخانه برای فراهم آوری دانش موجود است ؛ سازماندهی که در کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی صورت می گیرد وبر طبق مدل ها پذیرفته شده جهانی به نظم و رده بندی آن اقدام می شود، وجهه بارز سازماندهی ورده بند ی دانش است؛ تورق وبازیابی رکورد های موجود درکتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی درواقع همان بازیابی وتورق دانش موجود دررکوردها است. بنابراین روشن می شود که انجام امورکتابخانه ها رابطه ای نزدیک با اصول وروش های مدیریت دانش دارند وبعضا با آن همسان است .پس می توان گفت که مدیریت دانش همان عملکرد کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی است .

