تبليغاتX
کاپ .کتابداری واطلاع رسانی پزشکی - هزاران سوال N?

 

کتابداری واطلاع رسانی به کجا داری می روی؟(نگاهی بر ناآرامی موجود درجامعه کتابداری واطلاع رسانی)

ازحاشیه رفتن خوشم نمی آید.اما معتقدم که باید مخاطب را با آنچه که درپیش روی او می گذاری ، نسبتا" آشنا کنی.دراین پست من هم می خواهم به جمع افرادی که درمورد مبانی نظری، چگونگی آن وگاها ضعف آن قلم فرسایی کرده اند ، بپیوندم.

تارخ اخیر کتابداری گویای آن است که کتابخانه به عنوان موسسه ای اجتماعی، دربرآوردن نیازهای موجود چندان کامیاب وموفق نبوده است ودر ارزیابی خود نیز نتوانسته است بطور سازنده عمل کند .پوشیده نیست که حرفه کتابداری دربی نظمی ودرهم برهمی عملی ونظری قابل ملاحضه ای قرارگرفته است(رازیوگاسول دو هویویتس)

امروزه خواندن سطور با این مضمون رسم شده است. اساتید ، صاحب نظران وکارشناس این رشته کما بیش به کمبود وضعفی درکتابداری اشاره می کنند ، که عنوان ضعف مبانی نظری برای این بحث ها موردی دور ازانتظار نسیت.جی پی دانتون 50سال پیش درمقاله ای چنین می نویسد"حرفه کتابداری هرگز مطلب جامع وکاملی از فلسفه وجودی خود ارائه نداده است". ویلسون کتابدارن را در سردرگمی عجیبی می باد واین سردرگمی را ناشی از عدم وجودملاکی برای قضاوت درکتابداری می داند.باتلر دراین زمینه می نویسد"کتابداران به بحث درمورد اصول نظری هیچ تمایل وعلاقه ای ندارند". جس شرا می نویسد"نشان دادن اینکه کتابداران می توانند مسئولیت رویدادهای مربوط به حرفه خود را به عهده بگیرند، کارمشکی است". رازیوگاسول دو هویویتس از کلمبیا ،برکلی  درپیشنهاد پژوهش خود می نویسد" اگرچه توافق درمعنای لغات وکلمات نمی تواند به حل مساله بیانجامد وحل مساله نمی تواند بدون درک کامل قضیه انجام گیرد،اما یک اسم جدید برای این رشته که بتواند مفهوم ومعنای کلی رویکرد کتابداری را برساند،آن حرفه را قادر می سازدتا باچالش های عصر اطلاعات بهتر روبه روشود".خدایا این حرف ها یعنی چی ؟چرا کسی درمقام جوابگوی ومحاجه برنمی خیزد؟کتابداری چه بسرت آمده است؟زمانی به عنوان افتخارآمیزترین شغل پادشاه یک مملکت مطرح بودی!تنها افرادی خاص ازجمله موبدان وکاهنان می توانستند ازاین عنوان برای خود استفاده کنند، یکی ازبزرگترین افتخارات ابن سیناها به عنوان کتابدار دوره سامانیان بودی!به کجا رسیدی؟ حتی یک نفرپیدا نمی شود که با جسارت تام سرش را بالا بگیرد ، وعرض اندام کند وبگویید من کتابداری می خوانم. درپژوهشی که توسط نگارنده این سطور انجام شد،چیری حدود 48درصد از جامعه مورد پژوهش ازبیان اسم رشته خود وتوضیح وتشریح آن برای دیگران خجالت می کشند! چرا ؟ کتابداری واطلاع رسانی به  کجا می خواهی بروی؟

دیروز کتاب مبانی نظری کتابداری از استاد برحق کتابداری واطلاع رسانی پزشکی این مملکت خانم رهادوست را ورق می زدم.باعث تاسف است. سراسر این کتاب بحثی کما بیش درمورد ضعف مبانی نظری این رشته ، مشکلات وچالش ها ی پیش روی این رشته است. اساتید بزرگوار دیگری هم جسته گریخته و گاهی به صراحت به این نبودها وضعف اشاره می کنند. به ضعف مبانی نظری رشته ای که قدمت آن چیزی درحدود 6هزار سال پیش وبه زمان سومریان واولین تمدن های مزوپوتومیا برمی گردد."چرابعد ازشیالی رانگاناتان هندی کسی نیامد چهار خط به این اصول ومبانی نظری اضافه کند؟"خطاب بنده اساتید بزرگوار وصاحب نظران است که مدام ازضعف مبانی نظری این رشته صحبت می کنند، چرا هیچ کدام ازاین بزرگواران مطلبی درمورد مبانی نظری نمی نویسد ؟مگر به ضعف مبانی نظری این رشته اذعان نمی کنند؟ نکند ازمن دانشجو که چند صباحی است وارد این رشته شده ام وهنوز دارم با نا آرمی ها وآشفتگی های موجود در آن دست وپنجه نرم می کنم ، انتظار بحث نظری یا تحقیق موردی دارید!

کتابداری درغربت ،" کتابداران درغربت می میرند"، چالش پیش روی کتابداری، ضعف مبانی نظری،نارسای واژه کتابداری برای هرآنچه که عملکرد یک کتابخانه است،"کتابداری رشته ای برسردوراهی"،کتابداری وکتابخانه درحال فراموشی ونا کارآمدی برنامه ها ی آموزشی، ضعف سرفصل دروس دوره کارشناس وارشد وحتی دکتری .... مباحث جدیدی نیستند. سوال من فقط این است که چرا هیچ اقدامی دراین خصوص نهادینه نشده است.چرا؟ شما که الحمد لله مشکلات این رشته را شناخته اید، پس چرا هیچ اقدامی نمی کنید؟!

شاید قیافه افرادی را که به هنگام بحث از تغییر نام رشته به مخالفت بر می خیزند ، را به خاطر دارید.رگ های گردنشان باد می کند،چشمهایشان را می بندند،می گویند :"نه"حتی حاضر به استماع سخنان وادله طرف مقابل نیستند.نه برای تغییر نام رشته ، برای انجام اصلاحات دیگری هم در این رشته!چرا؟

چرا فقط برای یک بار هم که شده،سازمانی ، ارگانی ، انجمنی، شخص حقیقی یا حقوقی ، مسئولی ، ماموری، معذوری نیامد ، به آسیب شناسی این رشته بپردازد،چهارتا  بحث بکند، چهارتا تصمیم بگیرد،چهارتا جلسه بگذارد، چها رتا همایس بگذرارد،چهارتا چاره جوی کند......؟!

چکار باید کرد؟ازدست من چه برمی آید؟

بزرگوران ، آینده این رشته با شرایط کنونی راه به جایی نخواهد برد،همان جامعه آشفته کتابداری واطلاع رسانی خواهدبود،باهمان نگاه ونگرش موجود، با همان دانشجویان بی امید وبی انگیزه،با همان جامعه دچار یاس حرفه ای و.....!

چه باید کرد؟ازکجا شروع کنیم؟ازتقویت مبانی نظری رشته امان؟یا ازتغییر اسم رشته؟یا ازنگرش؟؛ به چه کسی توضیح بدهیم؟به خودمان ؟به آیندگان؟یا به تاریخ؟

شادباشید،به فکرکتابداری باشید

نوشته شده توسط هیواعبدخدا در یکشنبه پنجم آبان 1387 ساعت 10:55 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar